<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات تاریخ فرهنگی (پژوهش نامه انجمن ایرانی تاریخ)</title>
    <link>https://www.chistorys.ir/</link>
    <description>مطالعات تاریخ فرهنگی (پژوهش نامه انجمن ایرانی تاریخ)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>از جنگ تاریخ‌ها تا تدوین تاریخ ملی: نگاهی به توسعۀ برنامۀ درسی تاریخ در مدارس استرالیا</title>
      <link>https://www.chistorys.ir/article_246469.html</link>
      <description>آموزش تاریخ در مدارس استرالیا حاصل برنامه&amp;amp;lrm;ریزی&amp;amp;lrm;های گسترده&amp;amp;lrm;ای است که از دل منازعات کلان فرهنگی در این کشور و با توجه مستقیم به مسائل ملی و فراملی جامعة استرالیا سربرآورده است؛ تاریخ در نظام آموزشی استرالیا، علاوه‌بر اهمیت فی&amp;amp;lrm;نفسه خویش به‌عنوان آگاهی از گذشتة ملی این کشور و جوامع دیگر، زمینه&amp;amp;lrm;ای برای فعال&amp;amp;lrm;سازی جوانان استرالیایی در امور شهروندی و فعالیت&amp;amp;lrm;های مدنی تلقی می&amp;amp;lrm;شود. برنامه&amp;amp;lrm;ریزان درسی در استرالیا با همکاری مشاوران تربیتی، آموزگاران و مورخان دانشگاهی مجموعه&amp;amp;lrm;ای از سرفصل&amp;amp;lrm;ها را برای آموزش دروس تاریخ در سال&amp;amp;lrm;های هفتم تا دهم آموزش پیشادانشگاهی، که در آن‌ها گذراندن دروس تاریخ اجباری است و نه اختیاری، تدوین کرده&amp;amp;lrm;اند که مداوم تحت بازبینی انتقادی قرار می&amp;amp;lrm;گیرد و مسائل مزبور نقش هرچه پررنگ&amp;amp;lrm;تری در آن می&amp;amp;lrm;یابد. در این سرفصل&amp;amp;lrm;ها بر دو مجموعة &amp;amp;laquo;دانش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مهارت&amp;amp;lrm;های&amp;amp;raquo; تاریخی تأکید می&amp;amp;lrm;شود که هم شامل مجموعه&amp;amp;lrm;ای وسیع از اطلاعات دربارة تاریخ استرالیا و جوامع و تمدن&amp;amp;lrm;های گوناگون می&amp;amp;lrm;شود و هم شامل مجموعه&amp;amp;lrm;ای از راهکارهای انتقالی که طی آن بر اشکال متنوع و به‌روز فهم و انتقال مضامین تأکید می&amp;amp;lrm;شود. در مقالۀ حاضر به این مسئله پرداخته می‌شود که مسائل سیاسی و فرهنگی روز کشور استرالیا چگونه بر محتوا و جهت‌گیری عملی در تدوین برنامۀ درسی تاریخ در مدارس استرالیا اثر گذاشته است، و نشان داده می‌شود که برنامه‌ریزان تنها به ابعاد محتوایی بسنده نکرده و بر مقولۀ مهارت‌های لازم برای انتقال مؤثرتر این محتواها نیز تأکید ورزیده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وقف زنان گیلانی در دوره قاجار: خوانشی تاریخی از مالکیت، دینداری و عاملیت اجتماعی</title>
      <link>https://www.chistorys.ir/article_246946.html</link>
      <description>سنت وقف در ایران از پیشینه‌ای کهن برخوردار بوده و ریشه در تحولات اجتماعی، سیاسی و سنتهای دینی این پهنه دارد. وقف  فراتر از یک کنش خیریه، ابزاری استراتژیک برای تثبیت مالکیت و حفظ دارایی در ساختارِ اجتماعی در حال گذارِ ایران محسوب می شد. این نهاد در گیلان همانند سایر مناطق ایران از پیشینه‌ای کهن برخودار بوده است، برپایه گزارش‌های تاریخی، اوقاف به دلایل گوناگون از دوره صفویه تا عصر قاجار رو به افزایش نهاد. اقتصاد گیلان در دوره قاجار به جهت تجاری‌شدن محصولات استراتژیک آن رو به رشد نهاد و در این میان با افزایش ثروت خاندان‌های متمول، بر قدرت مالی زنان نیز افزوده گشت. برخی از این زنان بخشی از سرمایه منقول و غیر منقول خود را به صورت وقف و اغلب با هدف آیینی به میراث نهادند.این پژوهش با واکاوی اسناد و وقف‌نامه‌های گیلان، به دنبال پاسخ به این پرسش است که زنان واقف چگونه از طریق نهاد وقف، به عاملیتِ مستقل حقوقی دست یافته‌اند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد زنان واقف گیلانی با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فقهی در مالکیت زمین و مدیریت تولیت،از وقف به عنوان راهکاری برای صیانت از سرمایه و بازتولید قدرت اجتماعی استفاده کرده‌اند.آن‌ها از طریق تعریف تولیت برای خود یا فرزندانشان، نوعی سازوکار درون‌خانوادگی برای کنترل و انتقال ثروت ایجاد کرده‌اند که تا اندازه‌ای در دوره پیش از نهادینه شدن قانون در ایران، خلأ حمایت‌های رسمی حقوقی را جبران می‌کرد. پژوهش با روش اسنادی و به شیوه مطالعات توصیفی_ تحلیلی با نقدِ انگاره‌های رایج مبنی بر انفعال زن در ساختارِ پدرسالارِ قاجار، ثابت می‌کند که کنش‌گریِ زنان واقف گیلانی، نوعی مدیریتِ آگاهانه برای تضمینِ استقلال اقتصادی آنان در جامعه بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول نظم فرهنگی در ماوراءالنهر سده دهم هجری: گذار تیموری ـ شیبانی در جهان ایرانی</title>
      <link>https://www.chistorys.ir/article_247485.html</link>
      <description>تاریخ‌نگاری عهد شوروی، در عین کم‌رنگ‌سازی پیوند ماوراءالنهر با جهان ایرانی، همواره میراث عصر ازبکی را با رویکردی نقادانه مورد بررسی قرار داده است. انگارة پذیرفته‌شدة «شکوه تیموری در برابر انحطاط گستردة ازبکی»، سرانجام با ظهور نسل جدیدی از پژوهشگران پساشوروی به چالش کشیده شد؛ رویکردی که نشان داد برخلاف روایت‌های غالب، منابع دست‌اول بر تداوم حضور میراث تیموری در ماوراءالنهر، به‌ویژه در عهد شیبانی، اذعان دارند. نوشتار حاضر در همین منظومة میراثی، ضمن تأیید تداوم عناصر تمدنی قرن نهمِ جهان ایرانی در ماوراءالنهر، ابهام دیگری را در چارچوب فضای تاریخ‌نگارانة فوق مورد توجه قرار می‌دهد: چرا علی‌رغم اشتراکات متعددِ تیموری ـ ازبکی، گذار به نظم شیبانی (در ماوراءالنهر)، متفاوت از تجربة صفویان (در ایران) و گورکانیان (در هند)، به صورت‌بندی جدیدی از شکوفایی و زایندگیِ فرهنگی نینجامید؟
بررسی این مسئله با روش تحلیل تطبیقی ـ تاریخی، دو سطح را از یکدیگر تفکیک می‌کند: نخست، سازوکارهایی که موجب شکوفایی میراث ایرانی در عهد تیموری شد و دوم، عواملی که در عهد شیبانی این فرآیند را با اخلال مواجه ساخت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شکوفایی تیموری، حاصل پیوندی ساختاری میان اقتدار سیاسی، یکپارچگی جغرافیایی ـ فرهنگی، شبکه‌های شهری و نخبگانی، رقابت درباری و نوعی توازن میان نیروهای نظامی و دیوانی بود. اما در دوره شیبانی، دگرگونی در مبانی مشروعیت سیاسی، محدود شدن افق جغرافیایی حکومت، اختلال در شبکه‌های نخبگانی جهان ایرانی، غلبه رقابت‌های ایلی ـ نظامی بر رقابت‌های فرهنگی و تغییر کارکرد نهادهای توزیع قدرت، از بازتولید این سازوکارها جلوگیری کرد. در نتیجه، استمرار عناصر فرهنگی در این دوره، لزوماً به معنای تداوم سازوکارهای زاینده تمدنی نبود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>یاد و خاطره کوروش بزرگ در دوره هخامنشی(با تکیه بر نظریه فرهنگی میشل فوکو)</title>
      <link>https://www.chistorys.ir/article_247526.html</link>
      <description>یاد و خاطره کوروش بزرگ در دوره هخامنشی(با تکیه بر نظریه فرهنگی میشل فوکو)
چکیده
کوروش بزرگ(559-530 ق.م)موفق شد پارسیان را از یک قوم زیر سلطه،به قومی قدرتمند  و سرور تبدیل نموده و نخستین شاهنشاهی بزرگ جهانی را تشکیل دهد.بعد از مرگ او،جانشینانش توانستند نه تنها قلمرو او را حفظ نمایند بلکه حکومت هخامنشی را تا بخش هایی از اروپا و آفریقا گسترش دهند.روش پژوهش بصورت توصیفی،تحلیلی و روش گردآوری مطالب ،بصورت کتابخانه ای و استفاده از منابع و مآخذ معتبر تاریخی و باستانشناسی می باشد.کوروش بزرگ بعد از فتح سرزمین بابل ،دستور می دهد لوحه ای که امروزه معروف به «استوانه کوروش» می باشد نوشته شود.در این استوانه ذکر شده که کوروش بدون جنگ بابل را فتح نموده و بعد از ورود به این سرزمین،به همه آزادی داده و رفاه و آسایش را برای مردم ایجاد کرده است.علاوه بر این کوروش دستور آزادی یهودیانی را که در بابل بصورت اسیر زندگی می کردند صادر نموده و آنها را به زادگاه خود اورشلیم فرستاد.سوال پژوهش این است که آیا نظر بسیاری از مستشرقین مبنی بر اینکه برخورد کوروش با اقوام زیرسلطه از جمله بابلی ها و یهودیان،جنبه تبلیغاتی داشته و هدف کوروش از ذکر عدالت و آزادی در استوانه کوروش، سیاسی بوده نه انسان دوستانه صحیح می باشد؟فرضیه پژوهش این است که با مطالعه تاریخ  دوره هخامنشی،متوجه می شویم که کوروش بزرگ در میان ایرانیان و غیرایرانیان به عدالتخواهی و انسانیت معروف بوده است.بنابراین با توجه به نظریه فرهنگی میشل فوکو ،آنچه در استوانه کوروش ذکر شده و برخورد وی با اقوام زیر سلطه ،نه یک عامل دروغین و تبلیغاتی،بلکه ناشی از انجام اعمال واقعی بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سفر قهرمان در اسطوره‌ی جمشید: خوانش یونگی</title>
      <link>https://www.chistorys.ir/article_247527.html</link>
      <description>این پژوهش با بهره گیری از روان شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ، به تحلیل شخصیت اسطوره ای جمشید می پردازد. یونگ مفهوم کهن الگوها را در نظریه ناخودآگاه جمعی خود بسط داد و نشان داد که این الگوهای ازلی، که از طریق رویاها، اسطوره ها و نمادهای فرهنگی منتقل می شوند، بر روان و رفتار بشر تاثیر عمیقی گذاشته اند. هدف این پژوهش بررسی کهن الگوهای یونگی مانند قهرمان، سایه، پرسونا، آنیما و پیرخرد در شخصیت جمشید و تبیین مسیر فردیت یابی او در قالب سفر قهرمان است. این پژوهش نشان می دهد که جمشید به عنوان پادشاهی فرهمند، در آغاز با بهره گیری از فره ایزدی، نظم و تمدن را در جهان مستقر می‌سازد؛ اما در ادامه، ناتوانی او در مواجهه با کهن الگوی سایه و بحران های ناشی از یکسان پنداری افراطی او با پرسونای خویش، زمینه ی سقوط او را فراهم می کند. این پژوهش شخصیت اسطوره ای جمشید را در متون پهلوی، اوستایی، اسلامی و هندی بررسی می کند. تحلیل حاضر نشان می دهد که روایت اسطوره ای جمشید، بازتابی از سیر تحول روان انسان از تعالی و پیروزی تا خودبزرگ بینی، انحطاط و سقوط است. این پژوهش می کوشد تا با خوانش روان شناختی اساطیر ایرانی، پیوند میان ساختارهای ناخودآگاه جمعی و روایت های فرهنگی را برجسته کند و می تواند نگاه ژرف تری از سیر خودآگاهی در اسطوره ی جمشید را ارائه کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد و روش علیرضاشاپور شهبازی در تاریخ‌نگاری ساسانی</title>
      <link>https://www.chistorys.ir/article_247549.html</link>
      <description>علیرضاشاپور شهبازی به عنوان ایران‌شناس، تاریخ‌دان و باستان‌شناس به تاریخ آخرین شاهنشاهی بزرگ ایران پیش از ورود عربان توجه ویژه‌ای داشت. بخش زیادی از آثار شهبازی که در قالب کتاب، مقاله و مدخل‌های دانشنامه‌ای به چاپ رسیده است، اغلب از نظر به کارگیری روش‌های جدید و متنوع تاریخ‌نگاری حکم درس‌نامه‌ را برای پژوهشگران این دوره دارد. ضرورت این پژوهش علاوه بر شناسایی تاریخ‌نگاری شهبازی، ارائه یک نمونه عملی از ارزیابی تاریخ‌نگاران دوره ساسانی است. گسترش مطالعات اخیر در زمینه شناخت فردی و اجتماعی تاریخ‌نگاران و رویکرد علمی آنها، نه تنها منجر به شناسایی روش‌های علمی‌ و دقیق مطالعات تاریخی می‌شود، بلکه تأثیر تاریخ‌نگری و تاریخ‌نگاری مورخان را در پیشبرد مطالعات دوره‌های مختلف نشان می‌دهد. در این پژوهش تلاش شده پس از بررسی نوشته‌های ساسانی این مورخ به عنوان منابع اصلی تاریخ‌نگاری وی، با تحلیل محتوای آن‌ها به این پرسش که علیرضاشاپور شهبازی برای بررسی و تحلیل رویدادها و موضوعات تاریخ ساسانیان از چه رویکردها و روش‌هایی استفاده نموده است، پاسخ داده شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
