بعد از رحلت پیامبر (ص)، به فاصله کوتاهی صحابه به عنوان مجتهدان دینی و محل مراجعه مردم و هدایت گر آنان در مسائل دینی شناخته شدند. سوالات بسیار مردم در مسائل مختلف، کم اطلاعی آنان نسبت به مبانی اندیشه دینی ، فروعات و احکام آن، بحرانهای مختلف داخلی و خارجی و... نقش اجتهادی این افراد را بارز کرد. آنان به عنوان صحابه پیامبر (ص) بسیاری از مسائل دینی را بر اساس استباطات شخصی تاویل می کردند و مردم نیز معمولا نظر اجتهادی آنان را می پذیرفتند. نقش اجتهادی صحابه، اختلاف و حتی تعارض اجتهادی آنان، خیلی سریع منجر به پیدایش نظریه " معذوریت اجتهادی صحابه" شد. این نظریه بی پروایی برخی از کسانی که حتی برای مدت کوتاهی پیامبر اکرم(ص) را درک کرده بودند، باعث شد و اثرات تعیین کننده ای بر فکر و روحیه جامعه بر جای گذاشت. یکی از جنبه های قابل بررسی در این موضوع ، سر خوردگی جامعه و در نتیجه بروز روحیه بی تفاوتی در بین مردم بود. حساسیت نسبت به حقانیت و مطابق واقع بودن اجتهاد نظری یا افعال صحابه کاهش یافت. این امر موجب کاهش روحیه انتقاد، رواج بی تفاوتی و انفعال اجتماعی در جامعه گردید.
ولوی,علی محمد و تقوی,هدیه . (1389). تاثیر نگرش " معذوریت اشتباهات اجتهادی صحابه" بر رواج بی تفاوتی اجتماعی در جامعه اسلامی ( از سال 11 تا 61 هجری). مطالعات تاریخ فرهنگی (پژوهش نامه انجمن ایرانی تاریخ), 2(6), 115-127.
MLA
ولوی,علی محمد , و تقوی,هدیه . "تاثیر نگرش " معذوریت اشتباهات اجتهادی صحابه" بر رواج بی تفاوتی اجتماعی در جامعه اسلامی ( از سال 11 تا 61 هجری)", مطالعات تاریخ فرهنگی (پژوهش نامه انجمن ایرانی تاریخ), 2, 6, 1389, 115-127.
HARVARD
ولوی علی محمد, تقوی هدیه. (1389). 'تاثیر نگرش " معذوریت اشتباهات اجتهادی صحابه" بر رواج بی تفاوتی اجتماعی در جامعه اسلامی ( از سال 11 تا 61 هجری)', مطالعات تاریخ فرهنگی (پژوهش نامه انجمن ایرانی تاریخ), 2(6), pp. 115-127.
CHICAGO
علی محمد ولوی و هدیه تقوی, "تاثیر نگرش " معذوریت اشتباهات اجتهادی صحابه" بر رواج بی تفاوتی اجتماعی در جامعه اسلامی ( از سال 11 تا 61 هجری)," مطالعات تاریخ فرهنگی (پژوهش نامه انجمن ایرانی تاریخ), 2 6 (1389): 115-127,
VANCOUVER
ولوی علی محمد, تقوی هدیه. تاثیر نگرش " معذوریت اشتباهات اجتهادی صحابه" بر رواج بی تفاوتی اجتماعی در جامعه اسلامی ( از سال 11 تا 61 هجری). مطالعات تاریخ فرهنگی (پژوهش نامه انجمن ایرانی تاریخ), 1389; 2(6): 115-127.