سادات به عنوان گروهی با منزلت اجتماعی انتسابی، بنابر اتخاذ رویکردهای مذهبی شیعی از سوی حاکمان صفوی که خود نیز داعیه سیادت داشتند، در ابعاد مختلف سیاسی، اداری، اقتصادی و اجتماعی عصر صفوی، حامل نقش و جایگاه تاثیرگذاری بودند. با وجود این، در همین عصر شاهد مهاجرت معنادار آنها از ایران به هند هستیم. این پژوهش تلاش دارد تا علل و عوامل این مهاجرت را بررسی و تبیین نماید. یافتههای این پژوهش که بر مبنای تبیین تاریخی انجام شده است، نشان میدهد، گرچه عوامل عمومی همچون تنگ نظریهای فکری و مذهبی صفویان در قیاس با وسعت نظر گورکانیان، عدم اقبال مناسب حکام صفوی به مقوله هنر و ادبیات فارسی و در مقابل استقبال حکام گورکانی از ادیبان و هنرمندان، وجود جاذبههای اقتصادی در هند و حاکمیت خاندانهای شیعی در دکن در مهاجرت فوق بیتاثیر نبوده، اما تنشهای سادات با یکدیگر و تنش با حکومت صفوی نقش روشن و برجستهای در شکلگیری این مهاجرت داشته است.