نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
دانشگاه تهران، دانشکده الهیات، گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسنده English
تا چند دهه پیش عموم منابع تاریخی را کتابها و مکتوبات باقی مانده تشکیل میدادند. از یک دورهای به این طرف هم اسناد دولتی و غیردولتی بهعنوان منابع آرشیوی به منابع تاریخی اضافه شدند. البته در کنار این منابع مکتوب، مجموعهای از منابع مادی (غیرمکتوب) مانند سکه، بنای تاریخی، اشیاء و... هستند که مورخان از آنها بهره میبردند؛ اما حجم بسیار کمی را در مقابل اسناد مکتوب تشکیل میدادند. سروکار مورخان بیشتر با منابع معرفتی مانند مکتوبات بود. اما در چند دهه اخیر به شدت منابع تاریخی دچار تغییر و تحولات اساسی شده است و گمان میرود تا چند دهه دیگر تغییرات بیشتر و بنیادیتری را هم شاهد باشیم.
در چنین وضعیتی، تاریخ با نوعی بحران کارآمدی علمی مواجه شده است؛ بحرانی که نه فقط به حوزه نظریههای پستمدرن یا بحران روایت، بل به کاهش توان عملی و معرفتی مورخان در فرایند تولید دادههای معتبر تاریخی مربوط میشود.این جستار بر آن است که بحران کنونی تاریخ را بهمثابه بحران «کارآمدی علمی» تحلیل کند و نشان دهد که برونرفت از این وضعیت مستلزم بازسازی تجربی و فناورانه دانش تاریخ است. استدلال اصلی این قلم آن است که مورخان، همانند آنچه پیشتر در رشتههایی چون جغرافیا و باستانشناسی رخ داده، ناگزیرند بهسوی مهارتهای آزمایشگاهی، روشهای دادهمحور و همکاری ساختاری با علوم تجربی حرکت کنند. در غیر این صورت، بخش مهمی از اقتدار معرفتی تاریخ به رشتهها و نهادهای دیگر منتقل خواهد شد.
کلیدواژهها English